ماه بالا آمد من به آرامي پايين رفتم

بنويس از سفر سرد پشيمانم سخت بعد نقطه .

سر سطر

از همين حسرت دير تا ابد ريز و درشت

مشق شب خواهي داشت

ازحجره هاي شب صداي باز و بسته شدن مي آيد

گويا کسي دارد بي مضايقه پوست مي ترکاند

نوميدانه عاشق مي شود

از حجره هاي بسته صداي شکستن من مي آيد

از حجره هاي باز صداي پريدن تو